حسن حسن زاده آملى

282

هزار و يك كلمه (فارسى)

در بيان اين اصل به نكته 752 كتاب ما هزار و يك نكته ، و به عين پنجاه و سوم عيون مسائل نفس ، و شرح آن سرح العيون فى شرح العيون رجوع بفرماييد . ( ط 1 ، ص 673 ) ؛ و در آن عين به تفسير برزخ كه راوى گفت : « و ما البرزخ » ؟ ، و امام صادق عليه السّلام در جواب آن فرمود : « القبر منذحين موته إلى يوم القيامة » دقّت بسزا لازم است فتدبّر . آرى بدن اخروى تجسّم صور غيبى است و ملكات نفسانى موادّ آن بدن‌اند ؛ چنان كه بدن دنيوى تجسم صور طبيعى است و عناصر مادى مواد اين بدن‌اند ؛ و وزان قبر در اين نشأه و نشأه آخرت ، وزان انسان در نشأتين است ، و هر كس قبر خود است و اطلاق آن بر وعاء پيكر مرده بر سبيل توسع در تعبير به أدنى مناسبت است . فافهم . تبصره : در اشاراتى كه از كشف بلا صورت و مثال نموده‌ايم ، سزاوار توجه و دقت به سزا است . در بيان اين امر عظيم تقريرى در آخر شرح پنجاه و هفتم فصوص فارابى ( ط 1 ، ص 401 ) تحرير كرده‌ايم كه براى مزيد بصيرت سزاوار نقل است : « از روايات استفاده مىشود كه حال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در هنگام وحى بىتمثّل سنگين‌تر از حال او در هنگام وحى با تمثّل بود ، و اين معنى براى اهل سلوك واضح است كه چون جذبه‌هاى بىصورت دست دهد سخت در قلق و اضطراب افتند ، بخلاف حالتى كه با حصول تمثّل است . علّتش اين است كه تمثّل با صورت مألوف و مأنوس عالم شهادت محشور است ، بخلاف خلاف آن كه با مجرّد بحت است . و علّت ديگر اين كه عالم شهادت نشأه افتراق است و عالم غيب عالم انفراد ، لاجرم وحدت و سلطه با اين است كه جمع است ، و آن چون متكثّر است ضعيف است . از اين روى چون توجّه روح انسان به عالم جمع بيشتر شود ، دهشت او بيشتر است كه با قوىتر روبرو مىگردد . در سادس بحار از امالى شيخ به إسنادش روايت كرده است عن هشام بن سالم